متن های احساسی و عاشقانه

نگاه تو

نگاهت در ضمیر ناخودآگاهم ذخیره شده ،

 
 

من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان
که من آن راز توان دیدن و گفتن نتوان
که شنیده است نهانی که در آید در چشم
یا که دیده است پدیدی که نیاید به زبان؟
یک جهان راز درآمیخته داری به نگاه
در دو چشم تو فرو خفته مگر راز جهان؟
چو به سویم نگری لرزم و با خود گویم
که جهانی است پر از راز به سویم نگران
یاد پر مهر نگاه تو در آن روز نخست
نرود از دل من تا نرود تن از جان

 
mehrzo-ehsas نگاه تو

در غریبانگی آینه ها
رفته بودم که در آغوش خیال تو گم بشوم
رفته بودم با تو به تماشای زلالی پگاه
در همان لحظه خوشبخت که نام تو نشست
روی آسودگی کاغذ شعر
قلمم تازه نفس از حرکت ماند و نرفت
قلمم را “نامت” افسون کرد
مثل “چشمت“که مرا …
وچنین بود که شعر تو به پایان نرسید….


مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اینها را هم ببینید

بسته